تبليغاتX
سکوت ستاره
سکوت ستاره
هر ستاره شبی ست که از تو دورم امشب آسمان چه پر ستاره ست
چهارشنبه 23 اسفند1385

               ارزوی من . رویای من

 

اگر بخندی دنیا به تو می خندد

 

و اگر گریه کنی تنها خواهی گریست

 

آواز بخوان تپه ها به تو پاسخ خواهند داد

 

آه بکش در هوا محو خواهد شد

 

انعکاس ها به صدای شادمانی محدود می شوند

 

اما از صدای غوغاها پا پس میکشند

 

شادی کن مردم به سوی تو جذب می شوند

 

اندوهگین باش بر می گردند و می روند

 

آنان شادی کامل و تمام عیار تو را می طلبند

 

اما به غم و اندوه تو نیازی ندارند

 

خوشحال باش دوستان زیادی گرد می آوری

 

غمگین باش همه را از دست خواهی داد

 

کسی نیست که جام شراب تو را  رد کند

 

اما صفرای زندگی را تنها باید بنوشی.

 

ویلکاکس

 

 

سلام دوستای خوشکلم

مرسی که بهم سر میزنین منم تا اونجایی که بتونم میام بهتون سر میزنم

این پستو تقدیم میکنم به همه ی دوستای گلم که تنهام نمیزارن

متن بالا رو یکبار نخونید چند بار پیش خودتون زمزمه کنید واقعا جای فکر کردن داره .

راستی دوستای گلم در مورد لینک . عزیزایی که قرار بود لینکشونو بزارم توی وبلاگ اما نزاشتم حتما توی نظرات بگن تا من لینکشون کنم .

 

به اندازه ی همه ی ستاره های آسمون دوستتون دارم

آسمون دلتون ستاره بارون .
+ نوشته شده در 2:9 توسط عاطفه و سعید.
چهارشنبه 16 اسفند1385
                                            

 

 

 

تو رفتی تا شاید بتونی فراموش کنی همه ی خاطرات با من بودنو

 

تو رفتی و خیال ناآرامت آرام شد که دیگه غصه ی من با تو نیست

 

تو رفتی و نخواستی لحظه ای یادی از گذشته شیرنت کنی

 

تو رفتی

 

رفتی تا برای همیشه یادت در قلب شکسته من مانند داغی روشن بماند

 

تو رفتی تا خاطرت داغونم کنه

 

از اون شب خوشکلی که زیر نم نم بارون می رفتی

 

 تا الان که دیگه نمیدونم کجایی و نمیدونی کجام؟؟؟

 

از اون شب تا حالا من کنار پنجره ی اتاقم مدام میگم:

 

1-2-3-4-5-6-7-8-9-10

 

یادته چرا؟؟؟

 

یادته هر وقت می رفتی می گفتی تا 10 بشمار من میام

 

من هر شب می شمارم اما خبری ازت نیست

 

دیگه احساس میکنم مال من نیستی

 

چه احمقانه که بعد از مدت ها میگم مال من نیستی

 

تو همون شب هم گفتی دیگه منو نمی بینی

 

توی این شبهای خسته که نمی دونم دستای سردتو کی داره گرم میکنه

 

توی این شبها که راه طولانی تا پایان نیست

 

من . تنها . اینجا . کنار پنجره . برای تو . تا همیشه .

 

توکجا یی ؟؟؟؟

 

و باز هم

 

1

 

2

 

3

.......

 

نه دیگه نه

 

اونم رفت تا خاطرش توی خاطرم خراب نشه

 

 

اونم رفت تا بگه:

 

قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم

 

اونم رفت...

 

+ نوشته شده در 23:52 توسط عاطفه و سعید.
سه شنبه 15 اسفند1385
بهانه
                          

                                     

 

من میخوام همیشه عاشق بمونم

 

من از دیاری خسته آمده ام از شهری که هیچ کس مرا آشنا نخواند

 

فریادها کشیدم اماباز هم جوابم کردند

 

 از عشق گفتم همه از سکوت حرف زدند

 

از سکوت حرف زدم همه مرا دیوانه خواندند

 

به دلهره صبح را شاداب تا شب گذراندم تا شب باز هم به دنیای غریبه ام بروم که فقط خود

 

 دانستم چه بود.

 

اشکهای خلوتم را فقط با خود قصه کردم اما صبح همان بودم که همه بودند.

 

کسی از شبهای من نمی داند و نخواهد دانست

 

چه شبها گذشت

 

چه حیرانی ها که برای دلدادگی نصیب خود کردم

 

و حال آنها زندگی خود را می کنند و من حیران از گذشته ای که با آنها زندگی کردم

 

دست تقدیر این گونه برایم نوشت

 

حال از خودم هم خسته ام چه برسد از دیگران.

 

به بن بستی رسیده ام که فقط سفر را علاج می دانم

 

یکی گفت : دیوانه ای

 

اما نمی دانست من خود دیوانه او هستم

 

یکی رفت  من شکستم

 

به تمامی لبخندها لبخند جواب دادم

 

اما تمنای دلم را همه برای خلوتشان خواستند نه برای من....

 

+ نوشته شده در 0:31 توسط عاطفه و سعید.
جمعه 11 اسفند1385
دل من
                              

دوباره این دیوونه یاد تو کرده  امشب

 

قرارمون این نبود که دوباره بهم نگاه کنیم

 

دوباره دیوونه شده دل بی قرار من از دیدن چشمات

 

ترک یارش واسه همیشه غصه ش شده

 

امشب بازم یاد خاطراتت دست از سرش بر نمی داره

 

بیچاره هر چی غمه مال اونه

 

قرار ما سکوت چشمامون بود

 

قرار ما دوری دستامون بود

 

دوباره بی قراره و آروم نمیشه

 

آخه بیچاره دلم هوایی شده بره کنار هم نفسش

 

دلم برات میسوزه دل من

 

گناه داری اینقدر بیقرار نباش

 

دل کوچولوی من سکوت اون حرفهای دلشه

 

اون که گذاشت و رفت

 

بزار یک شب آروم بگیری

 

دل من با من بیا به آسمون نگاه کنیم

 

سکوت ستاره ها میتونه آرومت کنه.

 

 

سلام دوستای گلم

 

ببخشید اگه خوب نشد آخه مدتها نوشتنو گذاشته بودم کنار.

 

همیشه دوستتون دارم تا جایی که تونستم بهتون سر میزنم.

 

 

+ نوشته شده در 1:11 توسط عاطفه و سعید.
دوشنبه 7 اسفند1385
تنهایی

فکر نکنی دلم برات تنگ نشده
 

چه مهمانان بي دردسري هستند مُردگان

نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند
 
و نه به حرفي دلي را آلوده
 
تنها به شمعي قانعند

و اندكي سكوت...

 

 

+ نوشته شده در 0:14 توسط عاطفه و سعید.
جمعه 4 اسفند1385
جدایی
                    

                                 جدایی

 

 شب تار جدايی هوای گريه دارم

 

 

به کجا امشب ای دل از اين غم سر سپارم

 


به گلستان وزيده نسيم آشنايی

 


دلم از غم گرفته بهار من کجايی ؟

 


شب و روز آتش غم کشد از دل زبانه

 


من و آه سحرگاه من و اشک شبانه

 


چه شد آرام جانم نمی گيرد سراغم

 


که ز برق نگاهش بر افروزد چراغم

 


دگر اين ناله ها را کسی باور ندارد

 


چه شد ای دل دعايت اثر ديگر ندارد.

  

 

+ نوشته شده در 0:49 توسط عاطفه و سعید.
جدیدترین لینک ها در لینک باکس افغان کامپیوتر ....... با قرار دادن لینک باکس افغان کامپیوتر در وبلاگ خود آمار بازدید وبلاگ خود را چند برابر کنید