تبليغاتX
سکوت ستاره
سکوت ستاره
هر ستاره شبی ست که از تو دورم امشب آسمان چه پر ستاره ست
شنبه 23 دی1385
انتهای بی تو بودن

انتهای بی تو بودن .......به یاد روزهای با تو بودن 

در تمام روزهایی که بی تو گذشت

 

در تمام ثانیه های غمبار بی تو در تمام آن ساعت ها

 

تنها بر جاده هایی گام نهادم که انتهای تمامی آنها به بن بستی در انتهای

 

 یک کوچه ختم میشد

 

به بن بستی که افکار در هم پیچیده ام مرا چون کاغذی خط خطی مچاله

 

میکرد و...

 

و آن روزهای غمبارکه نمیدانم در کدامشان در میانه ی کدام کوچه ی

 

به انتها نرسیده اش تو را و خودم را به خطهای آن کاغذی که بعدها

 

مچاله شد سپردم 

 

چقدر دور از حقیقتند

 

حالا در پس تمام آن سالها تمام آن سالهای به انتظار نشسته از پس تمام

 

 آن حقایق

 

حقیقت محض بی تو بودن را باور ندارم....

 

باور ندارم که تمام راه ها به انتهای بی تو بودن ختم میشود

 

باور ندارم

 

و چون یک انتها......

 

عاطفه

 

+ نوشته شده در 23:29 توسط عاطفه و سعید.
چهارشنبه 13 دی1385
جدایی

 

من مسافر این رهم این ره تاریک و ظلمانی

 

دل سنگ هم از این ظلمت به لرزه افتاده .

 

 ستاره ها از آسمان قهر کرده و رفته اند

 

ماه تنهاست! ابری در آسمان نیست

 

گلها خوابند درختان زیر این باد قامت خم کرده اند

 

 سوز باد به وجودشان لرزه انداخته

 

گوش کن صدای زوزه باد را می شنوی ؟ من سردم است!!!

 

چه شب تاریکی! حتی جغد هم می ترسد آواز بخواند .

 

 چه شبی ست امشب ؟

 

آه به یاد می اورم  امشب روزیست که او رفت برای همیشه

 

از امروز خانه برای همیشه تنهاست

 

سکوت شب را هیچکس نمی شکند

 

آیینه اتاق خواب شکسته شده . ای آیینه اشک بریز

 

زیرا دیگر نمیتوانی روی زیبایش را ببینی

 

صدای غرش آسمان را می شنوی ؟ آسمان می خواهد با من همد ردی کند

 

آه! اشک بریزآسمان . سیل ببار که او رفت

 

نه صبر کن

 

صبر کن نمی خواهم جای پای محبوبم از روی سنگفرش خانه شسته شود

 

دست نگهدار…..

 

                                                                                              ستاره

+ نوشته شده در 1:16 توسط عاطفه و سعید.
پنجشنبه 7 دی1385
سهم من

بر سر یک سفره نشستیم  من  تو   او

داشته هایمان را به میان گذاردیم تا صادقانه قسمت کنیم

تمامی هستی ام مال تو شد  تمامی عشقت نصیب او

و تمامی انچه که نمانده بود برای من

و در این تقسیم عادلانه هستی ام را به پای او ریختی

عشقت را از من دریغ کردی

و من حریصانه انتظار را به یغما بردم

چه معامله ی پر سودی !

 

سلام بچه ها

ستاره اومد تا برام بمونه . ستاره ی رویاهای من میخواد پیشم باشه.

دوستای خوبم چون امتحاناتم شروع شده از این به بعد اگه من نتونستم اپ کنم ستاره میاد و اپ میکنه اما نظراتونو میخونم. 

 

 

+ نوشته شده در 1:36 توسط عاطفه و سعید.
چهارشنبه 6 دی1385
برگشتم
 

 

    سلام عاطفه جون

   منم ستاره همونی که تو توی یک شب یلدایی

    منو ازاسمون خواستی

    ومن با اینکه میدونستم که اگر روی زمین خاکی شما پا بذارم

     کم کم خاموش میشم

    اما این ترس من در مقابل گرمای ارزوی نارنجی ات ذوب شد

    و من اجازه چیدنمو به تو دادم

    تومی پرسی چرا گذاشتم و رفتم؟ چرا دیگه منو ندیدی ؟

    آخه من دیگه کم نور شده بودم داشتم به اخر میرسیدم

     و نمی خواستم تو خاموش شدنم و ببینی

     من قبل از رفتن یه یادداشت برات گذاشتم

     اما وقتی به اسمون رسیدم فهمیدم که

     ماه که مجذوب چشمای تو شده بود

     برای اینکه بی وفایی منو به تو ثابت کنه 

     اونو از بین برد و همینطور هم شد...

     من رفتم به اسمون تا یه کمی نور از ماه قرض بگیرم امادریغ...

     وقتی به زمین نگاه کردم و به تو چشمک زدم تو منو ندیدی 

      با اینکه می دونستی تنها ارزوی ستاره ها اینه که

      یه چشم بهشون نگاه کنه   

      اما تو محو ماه بودی و به نصیحت من که گفته بودم 

      به ماه اطمینان نکن چون همیشه در حال تغیره.

          گوش نکردی...

     حالا می خوام برگردم پیشت پر نور تر از قبل

    اما نمیدونم هنوز هم دلت یه ستاره می خواد

     یا ماهو به من ترجیح میدی؟

    منتظر چیدنت هستم...

                                        ستاره 

 

    

+ نوشته شده در 13:49 توسط عاطفه و سعید.
سه شنبه 5 دی1385
قاصدک آرزوهای من

  سلام

 نمیدونم چند وقت گذشته که اومدم اینجا تا تنهایی هامو با سکوت ستاره پر کنم.

 

یه روزایی منو ستاره تنها بودیم خیلی تنها اما امروز یه دنیا دوست با من هستن

 

که همیشه باعث دلگرمی من میشن.

 

ستاره دیگه کمتر سراغمو میگیره منم دیگه کمتر با اون حرف میزنم. از هم دوریم .

 

اینجا برای هر دوی ما بود اما اون رفت. حالا واقعا سکوتشو احساس میکنم .

 

 امشب بازم میخوام براش بنویسم.اما نمیدونم چطور باید از اون بنویسم .

 

دلم براش تنگ  شده.

 

آره ستاره ی خوشکلم دلم برای تو تنگ شده . ستاره درست شنیدی .

 

ستاره تو کجا رفتی؟؟؟؟

 

 ستاره من خیلی تنهام .چند روزبد جوری حالم گرفته .

 

ستاره کسی ازم نپرسید چه بلایی  سرم اومده . حتی تو ستاره منو ندیدی.

 

ستاره با اینکه نبودی اما شب یلدا برای جفتمون فال حافظ گرفتم.

 

گفت همه چیز روبه راه  میشه و تو میای . ستاره خیلی خسته شدم .

 

ستاره تو رو یه روزی از آسمون چیدم. توهم به خاطر من اومدی روی زمین موندی .  

 

ستاره چرا پس منو فراموش کردی؟ ستاره چرا گم شدی؟؟

 

ستاره من تو رو از اون بالا اوردم اینجا . ستاره حالا از من فرار میکنی.

 

ستاره منو تنها میزاری ستاره دنیا این جور نمیمونه ستاره بیا پیشم

 

ستاره من خیلی تنها شدم . بعد رفتن تو من مردم.

 

ستاره چرا چرا چرا چرا ستاره چرا چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ستاره برگرد.قول بده میمونی .

 

 

تو راست میگفتی

 

مثل باران بر من باریدی

 

ولی ای کاش خالصانه می باریدی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 23:13 توسط عاطفه و سعید.
یکشنبه 3 دی1385
وفا
 

قیمت وفا شاید گران تر از ان بود که

 بهانه ی دوست داشتنی زندگیم

از عهده ی داشتنش بر آید

                             

+ نوشته شده در 23:55 توسط عاطفه و سعید.
جدیدترین لینک ها در لینک باکس افغان کامپیوتر ....... با قرار دادن لینک باکس افغان کامپیوتر در وبلاگ خود آمار بازدید وبلاگ خود را چند برابر کنید